( زبان ، زبان واحد ، زبان بین المللی )(قسمت اول)

این قسمت مختص کشف راهی برای ایجاد یک زبان واحد برای احاد انسانهای روی کره خاکی میباشد . به راستی حتی دو نفر اگر زبان هم را نفهمند ، به سختی کنار هم زندگی میکنند . تصور کنید به هر دلیلی دو نفرهمزمان یا با فاصله ، به یک جزیره متروک در دل اقیانوسی به هم رسیده و هر دو بالاجبار ساکن جزیره شوند . خب مشخصه که تحمل همدیگه چقدر سخته ! تا مدتها برای هر چیزی باید اینقدر تو سر و کله هم بزنند تا در هر موردی ، مشترک الزبان بشوند ! آنها به تدریج فرهنگ زبانی مشترک به دست میاورند و تازه از آن زمان کمی کنار هم آرامش پیدا میکنند .

ایجاد زبان واحد دغدغه و نیاز تمام احاد بشر میباشد اما این مورد هم مثل بسیاری از مسائل بین المللی گویا باید تحت سیطره چند قدرت جهانی باشه !

از زمانی که در طول زندگی مشترک بشر، مرزها شکل گرفت ( منحوس ترین خط شناخته شده بشری ، خط مرزی است ! ) و آدمها رشد کردند و بالاجبار فرهنگها تغییر کرد و به دنبال آن لهجه ها و گویش ها فرم گرفت ، خطی میان تمدنها شکل گرفت .

از این زمان بود که قدرتهای جهانی سعی داشتند تا زبان خود را به دیگر اقشار ساکن کره خاکی تحمیل کنند . بشر هم درک کرده بود برای زندگی نیاز به تسهیل این مهم دارد . یعنی به عبارتی زبان مهمترین راه ارتباطی بین انسانهاست . یعنی اگر بخواهیم با دیگر مردمان ارتباط برقرار کنیم باید بتوانیم به راحتی با همه سخن برانیم .پس باید به زبانی مشترک صحبت کنیم زبانی که هر دو متوجه آن بشوند . در چند موقعیت چند کشور مثل آلمان و فرانسه در این عرصه سعی میکردند حضور داشته باشند و متکلم وحده باشند.

اما به مرور انگلیسیها که تاب نیاوردند ، با رخنه زبان خود را به عنوان زبان اصلی معرفی کردند اما چند زبان همچنان در این بلبشو بازار زبانی ، دست و پا میزدند و هنوز هم با تغییرات جزئی در حال بودن هستند . یعنی همه جا ، جا انداخته اند که جهان دارای پنج زبان زنده ، میباشد .

دانشمندی از دیار لهستان آمد !

این ماجرا به مذاق خیلی ها خوش نمیآمد از جمله دانشمندی از لهستان که با تلاش کوشش سعی کرد یک زبان بین المللی و مشترک ابداع کند . این ابداع که به نوعی اختراع ، کشف باید نامید فراجهانی بود و یادگیری آن هم بسیار ساده ! وی نام زبان ابداعی خود را زبان مشترک جهانی ( اسپرانتو ) گذاشت .

شناختی از این مبتکرو مکتشف !

زامنهوف در 1859 در شهر ( بیالیستوک اوبلاست ) در امپراطوری روسیه به دنیا آمد . این شهر در حال حاضر در قلمرو لهستان واقع شده است . پدر زامنهوف معلم زبان آلمانی و فرانسوی بود . به این دلیل زامنهوف از کودکی مشرف به این دو زبان شد . همین امر باعث شد تا زامنهوف از کودکی جذب زبانهای دیگر از جمله ارمنی ، یونانی ، لاتین و بلاروسی بشود . این زبان پویا در ادامه به فراگیری زبانهای ایتالیائی و لیتوانی هم روی آورد . البته زامنهوف در گوشه و کنار هم سعی میکرد تا به زبان انگلیسی هم نزدیک شود به همین خاطر هر کجا مورد انگلیسی نوشته ای میدید آنرا هم مرور میکرد ولی چندان در تکلم آن موفق نبود !

تیک تاکی های عزیز همراه ما باشید با ادامه این مبحث در قسمتهای آینده

پس طبق روال همیشگی یادمون نره که به دوستانمون بگیم تیک تاکی شو رفیق

 

مطالب مشابه

زبان ، زبان واحد ، زبان واحد ، زبان بین المللی ( قسمت سوم)
زبان ، زبان واحد ، زبان واحد ، زبان بین المللی ( قسمت سوم)

و عشق به داد زبان ( اسپرانتو ) رسید ! زامنهوف در سال 1885 دانشکده را به پایان رسانید و به فکر تدوین...

( زبان ، زبان واحد ، زبان بین المللی ) ( قسمت دوم)
( زبان ، زبان واحد ، زبان بین المللی ) ( قسمت دوم)

چگونه زبان جدید ، فکر شد ؟ یکی از آشفتگی های ذهنی ( لودویک زامنهوف ) چند پارگی صحبتهای مردم زادگاهش...

نحوه ی مطالعه و تست زدن درس زبان
نحوه ی مطالعه و تست زدن درس زبان

در درجه اول باید به این مسئله علم پیدا کنید که برای پاسخ گویی به سوالات درک مطلب نیاز نیست که کل...

ارسال نظر

عکس خوانده نمی شود